تبليغاتX
نفس های من.....

نفس های من.....

طنز خنده دار قوانین نیوتن ۲۰۱۱ جدید و با حال

قانون صف:اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد. 

قانون تلفن:اگر شما شماره ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود. 

قانون تعمیر:بعد از این که دست تان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد. 

قانون کارگاه:اگر چیزی از دست تان افتاد، قطعاً به پرت ترین گوشه ممکن خواهد خرید. 

قانون معذوریت:اگر بهانه تان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشین تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشین تان، دیرتان خواهد شد. 

قانون حمام:وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد. 

قانون روبرو شدن:احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش می یابد. 

قانون نتیجه:وقتی می خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی کند، کار خواهد کرد.
 

 قانون بیومکانیک:نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد. 

قانون تئاتر:کسانی که صندلی آنها از راه روها دورتر است دیرتر می آیند. 

قانون قهوه:قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیس تان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید.

+ نوشته شده در  شنبه 19 شهریور1390ساعت 2:41 PM  توسط شیلان  | 

باز باران...

باز باران بی ترانه


باز باران با تمام بی کسی های شبانه


می خورد بر مرد تنها



می چکد بر فرش خانه



باز می آید صدای چک چک غم

باز ماتم



من به پشت شیشه تنهایی افتاده




نمی دانم ، نمی فهمم



[align=LEFT] کجای قطره های بی کسی زیباست
 
نمی فهمم چرا مردم نمی فهمند
 
که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد
 
کجای ذلتش زیباست




نمی فهمم




کجای اشک یک بابا


که سقفی از گِل و آهن به زور چکمه باران



به روی همسرو پروانه های مرده اش آرام باریده



کجایش بوی عشق و عاشقی دارد




نمی دانم




نمی دانم چرا مردم نمی دانند
 
که باران عشق تنها نیست
 
صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست
 
کجای مرگ ما زیباست



نمی فهمم


یاد آرم روز باران را



یاد آرم مادرم در کنج باران مرد


کودکی ده ساله بودم



می دویدم زیر باران ، از برای نان



مادرم افتاد

مادرم در کوچه های پست شهر آرام جان می داد


فقط من بودم و باران و گِل های خیابان بود




نمی دانم


کجــــای این لجـــــن زیباست
 
بشنو از من کودک من
 
پیش چشم مرد فردا
 
که باران هست زیبا از برای مردم زیبای بالا دست
و آن باران که عشق دارد فقط جاریست برای عاشقان
 مست
و باران من و تو درد و غم دارد
 
خدا هم خوب می داند...
+ نوشته شده در  سه شنبه 8 شهریور1390ساعت 3:24 PM  توسط شیلان  | 

امشب همه چیز رو به راه است همه چیز آرام.....آرام ... باورت می شود ؟

دیگر یاد گرفته ام شبها بخوابم " با یاد تو " تو نگرانم نشو !
همه چیز را
یاد گرفته ام ! راه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم ! یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم ! تو نگرانم نشو !!

همه چیز را یاد گرفته ام !

یاد
گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی !


یاد گرفته ام ....نفس بکشم
بدون تو......و به یاد تو !

یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای باتو بودن... و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم !
تو نگرانم نشو !
همه چیز را یاد گرفته ام ! یاد گرفته ام که بی تو بخندم.....
یاد گرفته ام بی تو گریه کنم...و بدون شانه هایت....!
یاد گرفته ام ...که دیگر عاشق نشوم به غیر تو !

یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم....
و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم !
اما
.
اما هنوز یک چیز هست ...که یاد نگر فته ام ... که چگونه برای همیشه
خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم ...! و نمی خواهم که هیچ وقت یاد بگیرم
.... تو نگرانم نشو !!
فراموش کردنت" را هیچ وقت یاد نخواهم گرفت ...
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 شهریور1390ساعت 0:7 AM  توسط شیلان  | 

رد پاهايم را پاك ميكنم،به كسى نگوييد من روزى در اين دنيا بودم
خدايا
ميشود استعفا دهم؟!
كم آوردم ...!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 شهریور1390ساعت 2:35 AM  توسط شیلان  | 

من نه عاشق هستم

و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من

من خودم هستم و یک حس غریب

که به صد عشق و هوس می‌ارزد.

من خودم هستم و یک دنیا ذکر

که درونم لبریز

شده از شعر حقیقت جویی

من خودم هستم و هم زیبایم

من خودم هستم و پابرجایم

من دلم میخواهد

ساعتی غرق درونم باشم

عاری از عاطفه ها

تهی از موج سراب

دورتر از رفقا

خالی از هرچه فراق

من نه عاشق هستم

نه حزین غم تنهایی ها

من نه عاشق هستم

و نه محتاج نوازش یا مهر

من دلم تنگ خودم گشته و بس

منشینید کنارم

پی دلجویی و خوش گفتاری

که دلم از سخنان غم و شادی پر شد

من نه عاشق هستم

و نه محتاج عشق

من خودم هستم و می

با دلم هستم و همسازی نی

مستی ام را نپرانید به یک جمله هی!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 شهریور1390ساعت 3:46 PM  توسط شیلان  | 

زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن
گردشـــی در کوچــه باغ راز کن

هر که عشقش در تماشا نقش بست
عینک بد بینی خود را شکسـت

علـت عـاشــــق ز عـلتــها جــداســـت
عشق اسطرلاب اسرار خداست

من مـیـــان جســـمها جــان دیـــده ام
درد را افکنـــده درمـان دیـــده ام

دیــــده ام بــر شـــاخه احـســـاســها
می تپــد دل در شمیــــم یاسها

زنــدگــی موسـیـقـی گنـجشـکهاست
زندگی باغ تماشـــای خداســت

گـــر تـــو را نــور یـقیــــن پیــــــدا شود
می تواند زشــت هم زیبا شــود

حال من، در شهر احسـاسم گم است
حال من، عشق تمام مردم است

زنـدگــی یــعنـی همیـــــــن پــروازهــا
صبـــح هـا، لبـخند هـا، آوازهـــا

ای خــــطوط چهــــره ات قـــــــرآن من
ای تـو جـان جـان جـان جـان مـن

با تـــو اشــــعارم پـر از تــو مــی شـود
مثنوی هایـم همــه نو می شـود

حرفـهایـم مــــرده را جــــان می دهــد
واژه هایـم بوی بـاران می دهـــد


مولانا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 شهریور1390ساعت 3:38 PM  توسط شیلان  | 

تسلیت

اگرگیری  وضو با آب زم زم

اگر سجاده گردد عرش اعظم

اگر گویی اذان بر بام افلاک

گر، از تکبیر گردد سینه ات چاک

اگر ضرب المثل گردد خضوع ات

به حمد و قل هو وله در رکوع ات

اگر باشد به توحیدت تعهد

اگر گردی شهید اندر تشهد

مبادا بر نماز خود بنازی

علی را گر نداری بی نمازی

    

        تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

++التماس دعا

+ نوشته شده در  شنبه 29 مرداد1390ساعت 2:20 PM  توسط شیلان  | 

...چقدر دوست داشتم....

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید:

چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟

چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟

اما افسوس که هیچ کس نبود ...

همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ...

آری با تو هستم ...!

با تویی که از کنارم گذشتی...

و حتی یک بار هم نپرسیدی،

چرا چشمهایم همیشه بارانی است...!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 مرداد1390ساعت 11:50 PM  توسط شیلان  | 

دلتنگی

وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوست داره. .وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي. وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه. وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته. وقتي چشمات تهي از تصويرم شد به ياد بيار کسي رو که حتي توي عکسش بهت لبخند ميزنه. وقتي به انگشتات نگاه کردي به ياد بيار کسي رو که دستاي ظريفش لاي انگشتات گم ميشد. وقتي شونه هات خسته شد به ياد بيار کسي رو که هق هق گريش اونها رو مي لرزوند

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 مرداد1390ساعت 11:49 PM  توسط شیلان  | 

سلام سلام سلام فک کنم دیگه حال همتون عالیه.حال من یه ضره بده اونم شما میتونید برطرف کنید دوستای گلم لطفا نظر خصوصی ندید بزارید نظرای قشنگتون توصفحه دیده شه.

لطفا...........

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 مرداد1390ساعت 11:46 PM  توسط شیلان  | 

تفاوت بهشت و جهنم

روزی نفری از خدا خواست تفاوت بهشت و جهنم را به او نشان دهد خدا او را به اتاقی بردکه همه گرسنه نا امید و در عذاب بودند هر کس قاشقی داشت که به دیگ میرسید ولی دسته ی قاشق ها بلندتر از بازوی انها بود بطوریکه نمیتوانستند قاشق را به دهانشان برسانند عذاب انها وحشتناک بود

انگاه خداوند گفت:اکنون بهشت را به تو نشان میدهم او به اتاق دیگری که درست شبیه اتاق اول بود رفت.دیگ غذا جمعی از مردم همان قاشق های دسته بلند ولی در انجا همه شاد و سیر بودند. ان مرد گفت: نمیفهمم چرا مردم در اینجا شادند ولی در اتاق دیگر بدبخت هستند اینها که همه چیزشان یکسان است؟

خداوند تبسمی کرد و گفت:در اینجا انها یاد گرفتند که یکدیگر را تغذیه کنندهر کس با قاشقش غذا را در دهان دیگران میگذارد چون ایمان دارد کسی هست که غذا در دهانش بگذارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 مرداد1390ساعت 11:45 PM  توسط شیلان  | 

نمی دانم چه می خواهم خدايا ، به دنبال چه می گردم شب و روز

چه می جويد نگاه خسته من ، چرا افسرده است اين قلب پرسوز

ز جمع آشنايان می گريزم ، به كنجی می خزم آرام و خاموش

نگاهم غوطه ور در تيرگيها ، به بيمار دل خود می دهم گوش

گريزانم از اين مردم كه با من، به ظاهر همدم و يكرنگ هستند

ولی در باطن از فرط حقارت ، به دامانم دو صد پيرايه بستند

از اين مردم كه تا شعرم شنيدند ، برويم چون گلی خوشبو شكفتند

ولی آن دم كه در خلوت نشستند ، مرا ديوانه ای بدنام گفتند

دل من ای دل ديوانه من ، كه می سوزی از اين بيگانگی ها

مكن ديگر ز دست غير فرياد ، خدا را بس كن اين ديوانگی ها

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 مرداد1390ساعت 11:38 PM  توسط شیلان  | 

خدایا

گفتم : خدایا از همه دلگیرم گفت: حتی از من گفتم : خدایا دلم را ربودند گفت: پیش از من؟ گفتم : خدایا چقدر دوری گفت : تو یا من؟ گفتم : خدایا تنهاترینم گفت : پس من ؟ گفتم : خدایا کمک خواستم گفت : از غیر من؟ گفتم : خدایا دوستت دارم گفت : بیش از من؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 مرداد1390ساعت 11:31 PM  توسط شیلان  | 

+ نوشته شده در  جمعه 3 تیر1390ساعت 4:10 PM  توسط شیلان  | 


+ نوشته شده در  شنبه 14 خرداد1390ساعت 11:55 PM  توسط شیلان  | 

گمـــــان نـــــدارم بـــــدون آنکـــــه برآرم از عمـــق دل من آهی

تو را بیفتـــــد به مهـــــربانی به ســـــوی این خستـه دل نگاهی

به سنگ حسرت خورد سرم بی شـک آورم رو به هر طرف من

مگــــر گشـــائی تــو با نگاهــــی به روی این دلشکستـــه راهی

نباشـــــدم جرأتـــــی کـــــه بــــــر ساحـــــت نــــگاه تو ره بیابم

تـــــوئــــی کــــه داری ز نیـــــزه داران چشـم های سیه سپاهی

جز این ندارم من آرزوئـــی بغـــــل بگـــــیری مـــــرا که چیزی

مگـــــر شـــــود از تــو کم در آغوش خود دهی گر مرا پناهی

بدم به جسمم به بوسه ای جان که جان نثارت کنم مــــن ارزان

مگـــــو گنـــــاهـــــست به گـردن من اگر که سر زد زتو گناهی

من آن نباشم که رو بگردانـم از دیـــــارت بـــــه هیـــــچ قیمت

تمـــــام عالـــــم اگر بگـــــوید خطاســـــت راهـــت در اشتباهی

چرا نبالد به خود زمین چون تو را در آغـوش خویـــــش دارد

که آسمـــــان هـــــم ندیـده در کهکشان خود همچنان تو ماهی

نیارمــــد اشـــــک چشـــــم من لحــظه ای ببارد همیشه زانرو

که در کــــویر دلـــــم دمیـــــده ز عشــــق رویت گل و گیاهی

ســـــرم فـــــدای وجودت ای نازنیـــــن سر ازمن کلاه از تو

دلت اگـــــر خوش شود به این کـه به سر گذاری مرا کلاهی

من از خیـــــال تو لحظـــــه ای هــم نبوده ام غافل و نباشم

تو هـــــم به لطـــف از نظر نیاندازم ای پریچهره گاهگاهی
+ نوشته شده در  یکشنبه 29 اسفند1389ساعت 3:35 PM  توسط شیلان  | 

هميشه اشک اونايي که به فکرمون هستن رو در مياريم..
و هميشه واسه کسايي که به فکرمون نيستن اشک ميريزيم..
هميشه به کسايي که اصلا به يادمون نيستن فکر ميکنيم..
و هميشه کسايي که اصلا فکرشم نميکنيم به يادمونن

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 دی1389ساعت 6:16 PM  توسط شیلان  | 


اینگونه زندگی كنید:

شاد امّا دلسوز،

ساده امّا زیبا،

مصمم امّا بی خیال،

متواضع امّا سربلند،

مهربان امّا جدّی،

سبز امّا بی ریا،

عاشق امّا عاقل...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 مهر1389ساعت 2:18 PM  توسط شیلان  | 

دو کلمه حرف حساب

اول از همه سلام

دوما دارم ناامید میشم چون تازه گیا نظرات شما دوستای گلم کم شده  شایدم بازدید وبلاگ کم شده خب این وبلاگ متعلق به همس پس با نظرات کارسازتون منو در بازسازی وبلگ کمک کنید.

در ضمن می خوام به عده ای بگم تو  این وبلاگ نظرات  تبلیغاتی نذارن  چون تایید نمی کنم فعلا بای

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 شهریور1389ساعت 7:29 PM  توسط شیلان  | 

این تست فقط 3 پرسش دارد و جواب ها شما را شگفت زده خواهند کرد.

جواب ها را نخوانید زیرا مغز مانند چتر نجات عمل میکند،وقتی که باز است بهتر کار میکند.

اگر به جواب ها نگاه کنید نتیجه درستی نخواهید گرفت.

یک قلم و کاغذ بردارید و جواب ها را بنویسید.

این یک تست صادقانه است که اطلاعات زیادی از خودتان به شما می دهد.

حالا شروع کنید.....!!!



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 14 شهریور1389ساعت 4:17 PM  توسط شیلان  | 

: چگونه رفتارمان را تغيير دهيم؟

اگر میخواید یه شخصیت جدیدی که دوست دارید داشته یاشید لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید>>>
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 14 شهریور1389ساعت 4:5 PM  توسط شیلان  | 

آیا فردی خوشبخت هستید؟ تست

اگر می‌خواهید بدانید واقعا انسان خوشبختی هستید یا نه، یک راه ساده‌اش این است که به آزمون زیر نگاهی بیندازید و در هر سوال، گزینه‌ای را که بیشتر با رفتار و روحیات شما سازگار است، انتخاب کنید و بعدش تفسیر آزمون را بخوانید....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 14 شهریور1389ساعت 3:56 PM  توسط شیلان  | 

آدمک آخر دنیاست بخند

آدمـک آخــرِ دنيــاست، بخند
آدمـک مـرگ هـمين جاست، بخند

آن خـدايي که بـزرگش خوانـدي
به خـدا، مثـل تـو تنهـاست، بخند

دستخطي کـه تـو را عاشـق کرد
شوخـيِ کاغــذي ماسـت، بخند

فکر کن دردِ تـو ارزشـمند است
فکر کن گريـه چـه زيباست، بخند

صبحِ فردا به شبت نيست که نيست
تـازه انگار کـه فـرداسـت، بخند

راستـي آنچـه بـه يــادت داديم
پَر زدن نيست کـه درجاسـت، بخند

آدمــک نغمــهء آغــاز نخوان
به خــدا آخــر دنيـاست، بخند
+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 شهریور1389ساعت 6:38 PM  توسط شیلان  | 

دكتر شريعتي

 

با کفشهايم در خيابان راه بروم و به خدا فکر کنم

 

 بهتر تا اين که در مسجد بنشينم

 

و به کفشهايم فکر کنم .

 

 

دكتر علي شريعتي

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 شهریور1389ساعت 2:13 PM  توسط شیلان  | 

سیاوش قمیشی

سلام دوستان گلم ...

با توجه به موزیک استاد قمیشی که در سایتم گذاشتم!!!امروز بیوگرافی ایشون گذاشتم امیوارم نهایت استفاده رو ببرید

لطفا به ادامه مطلب بروید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 7 شهریور1389ساعت 10:51 AM  توسط شیلان  | 

صنما جز ره کوی تو مسیر ، امشب نیست
گوشه چشمی کن و این بار ،تو دلدارم باش
قاصد و مقصد و مقصود و خود قصد تویی

یا علی...
+ نوشته شده در  یکشنبه 7 شهریور1389ساعت 1:31 AM  توسط شیلان  | 

قدر قدر

شب قدر دیگری در راه است...

ای انسان...

آیا وقت قدردانی از خداوند عزوجل فرا نرسیده!

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 شهریور1389ساعت 1:19 AM  توسط شیلان  | 

خدای درهای باز

خدای در های بسته....

ما را از این آستان به سلامت بگذران

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 شهریور1389ساعت 1:15 AM  توسط شیلان  | 

بچه حاضر جواب!!! اخه حاضر جوابی در این حد؟؟؟

دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد. 

معلم گفت: از نظر فيزيکى غيرممکن است که نهنگ بتواند يک آدم را ببلعد زيرا با وجود اینکه پستاندار عظيم‌الجثه‌اى است امّا حلق بسيار کوچکى دارد. 

دختر کوچک پرسيد: پس چطور حضرت يونس به وسيله يک نهنگ بلعيده شد؟ 

معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. اين از نظر فيزيکى غيرممکن است.

دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت يونس مى‌پرسم.

معلم گفت: اگر حضرت يونس به جهنم رفته بود چى؟ 

 دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسيد.

+ نوشته شده در  شنبه 6 شهریور1389ساعت 7:30 PM  توسط شیلان  | 

مرگ

برای يك بار پريدن ، هزار هزار بار فرو افتادم

هيچ وقت رازت رو به کسي نگو. وقتي خودت نميتوني حفظش کني
چطور انتظار داري کسي ديگه‌اي برات راز نگهداره

هیچ انسانی دوست ندارد بمیرد، اما همه آنها دوست دارند به " بهشت " بروند...
اما ای انسانها... برای رفتن به " بهشت " ... اول باید مرد

+ نوشته شده در  شنبه 6 شهریور1389ساعت 1:31 AM  توسط شیلان  |